همانگونه که در بحث تبیین خشونت گفته شد، این پدیده بر اثر تعامل فرایندهای متعدد فردی و اجتماعی پدید میآید، و در پیشگیری از آن باید همة جنبهها کانون توجه قرار گیرد. مشکل برخی شیوهها که در جوامع غربی بر آنها تأکید کردهاند، نگاه تکبعدی به موضوع خشونت است. در این باره ملاحظات زیر را باید در نظر آورد:
1. در این راهها معمولاً فقط مردان هدف آموزش و تغییر قرار میگیرند؛ در حالی که زنان با توجه به جنبههای عاطفی مثبت، از جمله همدلی قوی، میتوانند نقش مهمتری در پیشگیری داشته باشند؛
2. در بسیاری از این شیوهها، هدف «کمک به زنان است؛ در حالی که هدف را باید اصلاح ساختار و روابط در خانواده در نظر گرفت. با پیشگیری از خشونت خانگی، باید زن بتواند در بستر خانواده و روابط سالم زناشویی، زندگی آرام و رضایتبخشی داشته باشد. زندگی مجردانة زن نمیتواند راه مناسبی برای حل مشکل خانوادگی او به شمار آید؛
3. تدوین قوانین جدید به نفع زنان و تقویت استقلال اجتماعی و اقتصادی زنان، ممکن است آنان را از برخی خشونتها در خانه برهاند، ولی پیامدهای نامطلوبی دارد که گاه از خشونتهای خانگی بدتر است. افزایش تعارضهای زناشویی، و سرانجام، افزایش طلاق، تنهایی زنان، عدم ارضای نیازهای عاطفی آنان و فشار اقتصادی بر زنان و متحمل شدن بار زندگی، برخی از این پیامدهای نامطلوباند. در مجموع به نظر میرسد برخی از این شیوهها به جای جلوگیری از خشونت، زمینهساز آن در خانواده میشوند. در شعلهورشدن خشونت در خانواده نیز بر پایة بیشتر پژوهشها، زنان هستند که آسیبهای بدنی و روانی شدیدتری متحمل میشود.
برچسب:
نویسنده: نوید رنجبر